خرید بک لینک

آنچه سرپنجهٔ سیمین تو با سعدی کرد با کبوتر نکند پنجه که با شاهین است من دگر شعر نخواهم که نویسم که مگس زحمتم میدهد از بس که سخن شیرین است

برچسب: نویسنده: طاها رستمی تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 21:27

نمیخواهم حرفم همیشه شعار باشد که اولین معلم خداست .معلمی شغل انبیاست و شغل من زیباست.دوس دارم وقتی میگویم معلم هستم دیگران هم مرامعلم بدانند .با همان ارمانهایی که از شعار بودنش میهراسم...

برچسب: نویسنده: طاها رستمی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1400 ساعت: 14:32

به خواهرم گفتم

از میدانهایِ شهر،

محلههایِ بزرگان،

و بازارهای شلوغِ «کابُل» دوری کن

گفت: «مرگ در اینجا چون گَرد در هواست .. همهی دریچهها را ببندی نیز سرانجام به اتاقَت میآید .»

#الیاس_علوی

برچسب: نویسنده: طاها رستمی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:50

یکی بهم گفت: امروز سالروز عشقمونه. تو که بلدی بنویسی یه چیزی بنویس برام کلی با مغزم کلنجار رفتم و به خودم فشار اوردم که بتونم چهار تا جمله بنویسم .چقد سخت شده برام نوشتنسخت بودن این مساله به کنار ،اینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رستمی تاريخ: شنبه 14 ارديبهشت 1398 ساعت: 10:15

از صبح امروز در فضاي مجازی کلیپی دست به دست میچرخد که در آن دختری از سرزمینم مورد غضب گشت_ارشاد قرار گرفته. برای من ايراني اجبار به ديدن چند باره این کلیپ هم مجازاتی برای بی عرضگی و بزدلی ما بوده و هم عذاب و کیفری برای جنم نداشته ی مان در احقاق حقوق شهروندي و آزادي ...هر جيغ نسترن چون پتکی میماند که هی بر وجدان خواادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رستمی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 23:26

از وقتی یادم میاد هی درگیر رابطه ها بودیم، یا شایدم با رابطه ها درگیر بودیم ، بالاخره بیکار ننشستیم ، یکی میومد ، یکی میرفت، یکی خاطره میساخت، یکی بغض میشد،یکی محو میشد یکی حک میشد ، و چند نفري هم خاموش .... این اواخر اما ذهنم به این موضوع مشغول شد که ادمی در هر رابطه، در هر دوستى و به اصطلاح آمد و شدی یه قسمتی از وجودشو جا میزاره ،پشت سرت رو که نگاه کنی،_ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رستمی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 16:46

اونروز سر کلاس داشتم فکر میکردم که متوجه شدم علی داره نگاهم میکنه از اون لحظه مدام دارم تکرار میکنم ((عشق عشق یعنی نیستاگموس جذاب چشم های علی......)) و خیلی از جمله های دیگه که پشت هم ردیف شد این کلاس رو با تموم خستگی ها ،با تموم عصبی شدن های مداومش،با تموم زجرهایی که کشیدم دوس دارم،خاطرشو خیلی میخام برعکس دانشگاه که اسفند تمومش کردم ..یه دفاع بی مزه از پایان نامه و اتمام 5 ترم دوس نداشتنی چمراادامه مطلب

برچسب: اسفند,تمام,دیوانگی,هاست, نویسنده: طاها رستمی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 20:27

اونروز سر کلاس داشتم فکر میکردم که متوجه شدم علی داره نگاهم میکنه از اون لحظه مدام دارم تکرار میکنم ((عشق عشق یعنی نیستاگموس جذاب چشم های علی......)) و خیلی از جمله های دیگه که پشت هم ردیف شد این کلاس رو با تموم خستگی ها ،با تموم عصبی شدن های مداومش،با تموم زجرهایی که کشیدم دوس دارم،خاطرشو خیلی میخام برعکس دانشگاه که اسفند تمومش کردم ..یه دفاع بی مزه از پایان نامه و اتمام 5 ترم دوس نداشتنی چمران بجز دوستای خوبش که به یادگار موندن برام مثل شنبه 28 اسفند که صبح زود پا بشی 3 ساعت راه بیای اهواز ،بری مدرسه...که اومده باشی... والان پشت سیستم کلی وقت داشته باشی برای فکر کردن مثل رستا که تو خونه ادامه مطلب

برچسب: اسفند,جمع,تمام,دیوانگی,هاست, نویسنده: طاها رستمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:49

نمیخواهم حرفم همیشه شعار باشد که اولین معلم خداست .معلمی شغل انبیاست و شغل من زیباست.دوس دارم وقتی میگویم معلم هستم دیگران هم مرامعلم بدانند .با همان ارمانهایی که از شعار بودنش میهراسم...

برچسب: هندوانه, نویسنده: طاها رستمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:49

خیلی وقته میخاستم درباره خاطره ها بنویسم، اینکه تکلیفمون با این خاطره های جورواجور چیه؟؟؟ با ادمهای سازنده خاطره هامون.با مکانهایی که خاطرهامون رو شکل دادن .خیابون ها.پارک ها .موبایل ها.شماره ها. اسم ها .فصل ها . راه رفتن ها .اهنگ ها .نوشته ها

بالاخره یه گذشته ای هم وجود داره که نمیشه به همین راحتی کنارش گذاشت

اومدم که خیلی چیزها بنویسم .ساعت 12 اومدم که بنویسم اما الان ساعت 6 صبح شده و من غرق در .....

نمیشه ندیده گرفت،نمیشه بی تفاوت از کنارش رد شد ...

برچسب: خاطره نوشتن برای دوست صمیمی,خاطره نوشتن,خاطره نوشتن برای دوست,خاطره نوشتن براي دوست,خاطره نوشتن برای دوستم,خاطره نوشتن برای دانش اموز,خاطره نوشتن برای کودکان,خاطره نوشتن برای کودک,نوشتن خاطره به زبان انگلیسی,نوشتن خاطره ای برای دوست, نویسنده: طاها رستمی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 23:38

برام سه تا جمله بنویسید

حرف:

علاقه:

خاموشی:

اگه حال داشتین با اینا هم بسازید

بغض:

لعنتی:

لعتتی

برچسب: با کلمات زیر جمله بساز,جمله با کلمه زیرکانه, نویسنده: طاها رستمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 7:26

وقتی تو گود باشی و جزیی از بازی. وقتی میدونی یه روز باید جوابگو باشی وقتی ببینی هیچی اونجوری که میخای نمیشه وآدما زشت و خودخواهانه رو صفحه زندگی یه فرشته رژه میرن و به گندش میکشن و اونقدر کوتاه فکر و حقیرن که نمیفهمن هر قدمی که برمیدارن،هر بار که دهنشون باز میشه چشم و گوش یه فرشته داره کاملا رصدشون میکنه، نمیدونن هر حرفشون پشتش یه دنیا دلهره و هراس داره واسه اون فرشته و خیلی راحت یه دنیا نبوغ و رویا تبدیل میشه به کابوس و بغض شرمم میگیره از بودن،دلم میخواد همه چیز همینجا کات بشه.... به نظرم طلاق شاید دشوارترین لفظ زمین باشه وقتی پای یه فرشته در میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رستمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 7:26

باید این حوالی کسی باشد... پرسه های شب و نیمه شب را کسی باید حاشیه کتاب را اسم کسی باید قلمت را سمت کسی باید دهان ادم بوی کسی را باید حرف های ادمی شکل کسی را باید نگاه خیره به کسی باید نشستن در هوای کسی باید خوابیدن در یاد کسی باید باران با پا های کسی باید فشردن دستهای کسی باید کسی برای تمام نشدن در را که میگشایی چشمان کسی باید... باید باشد برای همان بعد از ظهر های سگی شبهای لعنتی برای تمام ساعت های دلواپسی سالهای تنهایی برای عمری خستگی.... برای منصور و انتخاب دوس داشتنی اش... برای اخرین روز خرداد... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: طاها رستمی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 7:26

صفحه بندی